تبلیغات
دگرگون کننده احوال این روزهایمان...! - مطالب دی 1391

در این وبلاگ قصد داریم تا با تلنگری حقایق فراموش شده را یادآوری کنیم فقط همین!

دوست یعنی...

نویسنده :
تاریخ:یکشنبه 17 دی 1391-01:10 ب.ظ

هیچ چیز در طبیعت برای خود زندگی نمیکند

رودخانه ها آب خود را مصرف نمیکنند

درختان میوه خود را نمی خورند

خورشید گرمای خود را استفاده نمیکند

ماه ، در ماه عسل شرکت نمیکند

گل ، عطرش را برای خود گسترش نمیدهد

نتیجه :

زندگی برای دیگران ، قانون طبیعت است . . .


 
دوست یعنی کسی که وقتی هست آروم باشی و وقتی نیست چیزی توی زندگیت کم باشه
 دوست یعنی اون جمله های ساده و بی منظوری که میگی و خیالت راحته که ازش هیچ سوء تعبیری نمیشـه
دوست یعنی یه دل اضافه داشتن برای اینکه بدونی هر بار دلت می گیره یه دل دیگه هم دلتنگ غمت میشه
دوست یعنی وقت اضافه ؛ یعنی تو همیشه عزیزی حتی توی وقت اضافه
دوست یعنی تنهایی هام رو می سپرم دست تو چون شک ندارم می فهمیش
دوست یعنی یه راه دو طرفه٬ یه قدم من یه قدم تو ؛ اما بدون شمارش و حساب و کتاب
دوست یعنی من از بودنت مفتخر و سربلندم نه سر به زیر و شرمنده ادعا نمی کنم که همیشه به یاد دوستانم هستم ولی ادعا می کنم که لحظاتی که به یادشون نیستم هم دوستشون دارم
 دوست خوبم از بودنت ممنونم!!!



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

ما هم میتونیم اینگونه باشیم...

نویسنده :
تاریخ:یکشنبه 17 دی 1391-12:46 ب.ظ

آدمایی هستن که هروقت ازشون بپرسی چطوری؟ می گن خوبم
وقتی می بینن یه گنجشک داره رو زمین دنبال غذا می گرده، راهشون رو کج می کنن از یه طرف دیگه می رن که اون نپره
اگه یخ ام بزنن، دستتو ول نمی کنن بزارن تو جیبشون
آدمایی که از بغل کردن، بیشتر آرامش می گیرن تا از چیز دیگه
همونایین که براتون حاضرن هرکاری بکنن به خدا اینا فرشته هستن
تو رو خدا اگه باهاشون رابطه برقرار کردین، اذیتشون نکنین
تنهاشون نزارین، داغون می شن !!!


همین‌ها هستند که دنیا را جای بهتری می کنند برای زندگی
مثل آن راننده تاکسی‌ای که حتی اگر در ماشینش را محکم ببندی بلند می گوید: روز خوبی داشته باشی

آدم‌هایی که توی اتوبوس وقتی تصادفی چشم در چشمشان می شوی، دستپاچه نمی شن، روشونو بر نمی‌گردانند، لبخند می زنند و هنوز نگاهت می کنند.
آدم‌هایی که حواسشان به بچه های خسته ی توی مترو هست، بهشان جا می دهند، گاهی بغلشان می کنند.
دوست هایی که بدون مناسبت برایت کادو می گیرند،... مثلا می گویند این شال پشت ویترین انگار مال تو بود. یا گاهی دفتر یادداشتی، نشان کتابی
آدم‌هایی که از سر چهار راه، نرگس نوبرانه می خرند و با گل می روند خانه.
آدم‌های پیامکهای آخر شب، که یادشان نمی رود گاهی قبل از خواب، به دوستانشان یادآوری کنند که چه عزیزند
آدم‌های پیامکهای پُرمهر و بی بهانه، حتی اگر با آن ها بدخلقی و بی حوصلگی کرده باشی.
آدم‌هایی که هر چند وقت یک بار ایمیل پرمحبتی می زنند که مثلا تو را می خوانم و بعد از هر یادداشت غمگین، خط‌هایی می نویسند که یعنی هستند کسانی که غم هیچ کس را تاب نمی آوردند
آدم‌هایی که اگر توی کلاس تازه وارد باشی، زود صندلی کناریشان را با لبخند تعارف می کنند که غریبگی نکنی
آدم‌هایی که خنده را از دنیا دریغ نمی کنند، توی پیاده رو بستنی چوبی لیس می زنند و روی جدول لی لی می کنند.
همین‌ها هستند که دنیا را جای بهتری می کنند برای زندگی
مثل دوستی که همیشه موقع دست دادن خداحافظی، آن لحظه‌ی قبل از رها کردن دست، با نوک انگشت‌هاش به دست‌هایت یک فشار کوچک می دهد… چیزی شبیه یک بوسه
وقتی از کنارشون رد میشی بوی عطرشون تو هوا مونده
وقتی باهاشون دست میدی دستت بوی عطرشونو گرفته
وقتی بارون میاد دستاشون رو به آسمونه
وقتی بهشون زنگ میزنی حتی وقتی که تازه خوابیدن با خوشرویی جواب میدنو میگن خوب شد زنگ زدی باید بلند میشدم
وقتی یه بچه میبینن سرشار از شور و شوق میشن و باهاش شروع به
بازی میکنن
تو حموم آواز میخونن.
..................... و




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

براستی حضرت علی(ع) که بود...

نویسنده :
تاریخ:یکشنبه 17 دی 1391-12:09 ب.ظ

علی کسی بود که :
طلحه و زبیر، به بهانه حج، مدینه را ترک کردند تا در مکه به عایشه بپیوندند و جنگ راه بیندازند. به آن دو گفت “میدانم حج نمی روید!
 
اما با این وجود نه جلو رفتنشان را گرفت، نه به جرم فتنه گری در خانه حبسشان کرد، و نه اصلا بر سابقه جهادشان خط کشید.
علی کسی بود که :
شب جنگ جمل، زبیر را صدا زد و با ذکر خاطره برادری سابقشان و سابقه جهادشان با هم در محضر پیغمبر، دل او را لرزاند
و از جنگ منصرفش کرد ،سلاحش “کلمه” بود.
علی کسی بود که :
سعد ابن وقاص، مشروعیت دولتش را نپذیرفت و بیعت نکرد، نه خانه خرابش کرد، نه در خانه حبسش کرد و نه حتی علیهش سخن گفت.
علی کسی بود که:
میگفت نباید چیزی را از شما پنهان کنم جز در جنگ.
علی کسی بود که :
مردم که میگفت فقط مسلمانها را نمی گفت.
خودش به صراحت گفت که “مردم یا با ما همدین اند یا همنوع” یعنی حرمت و حقوق همه باید محفوظ باشد.
علی کسی بود که :
به قاضی چنان امنیت و استقلالی داده بود که علیه خودش حکم کرد!

صورتش را نزدیک آتش می برد و می گفت بچش علی، این سزای حاکمیست که مردمش را فراموش کند



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

انتشار روز حسین ، در آستانه اربعین

نویسنده :
تاریخ:چهارشنبه 13 دی 1391-08:12 ب.ظ

همزمان با اربعین حسینی، موسسه خیریه معتبر امام هادی (ع)، به یاری اعضا و یاوران موسسه، کتاب «روز حسین» را به چاپ رسانده است.
 
متن کتاب، شامل دوبخش است، و هر دو بخش، ترجمه ی نوار صوتی  مقتل خوانی شیخ عبدالزهرای کعبی (ره) می باشد که همه ساله در ایام عاشورا و اربعین حسینی ایراد می فرموده اند. بخش اول آن، شرح لحظه به لحظه ی وقایع عاشوراست. قسمت دوم مقتل، شامل ماجرای اسارت اهل بیت امام حسین (ع) می باشد که همزمان با اربعین حسینی، در «حسینیه ی تهرانی ها» واقع در شهر «کربلا» می خوانده اند .
 
کتاب، بسیار جذاب و گیراست و خواننده را در تمام لحظه های واقعه ی جاودان عاشورا، و درک  فلسفه ی اسارت اهل بیت امام حسین (ع)، با خود، همراه می سازد. سبک خاص مقتل خوانی شیخ
 
کعبی که به زیبایی تمام، در نثر شیوا و روان مترجم کتاب ، بازتاب یافته،  کتاب «روز حسین» را به یکی از زیباترین و موثرترین واگویه های وقایع روز عاشورا، بدل کرده است. در بخشی از مقدمه
 
می خوانیم:
 
              «امام حسین (ع) به خاطر خدا و دین جدش، از هر چه داشت،گذشت؛ و ازخود گذشتگی، والاترین مرتبه ی عشق است. عشق، شیرازه ای است که در  لحظه لحظه ی کتاب عاشورا دیده می شود: عشق به خداوند، فرزند، خواهر، برادر، عشق دوستان به یکدیگر، عشق زن و شوهر، عشق کودکانه...، و به راستی، چه پاکی عشقی بود که فرمود: «علی اکبر، پسرم! اندکی مقابل دیدگانم گام بردار تا نظاره گر قامت رعنایت باشم.  اما، عشق به خدا، سرآمد همه است، و روز حسین، چنین روزی بود...»
 
 
  سعی موسسه بر آن بوده است که تا حد امکان،کتاب را با کیفیت مطلوب و در خور شان محتوای آن به چاپ برساند: طرح فوق العاده چشمگیر روی جلد کتاب،  مینیاتور هنرمندانه ی جناب آقای وحید آزاد است . این طرح، که در آن نشانی از شمشیر و خون و نیزه نیست، بازنمود باور دست اندرکاران موسسه ی خیریه ی امام هادی (ع)، به واقعه ی عاشورا، به عنوان تجلی عشق و عاطفه و ایثار و انسانیتی است که در رفتار و گفتار اهالی کاروان امام حسین (ع) موج می زند و الگویی جاودانه برای تمام انسانها در سراسر جهان است.
 
موسسه ی خیریه ی امام هادی (ع)، در مقدمه ی  کناب، سپاسگزار تمامی کسانی است که به نحوی در این اقدام فرهنگی بزرگ، سهیم بوده اند.
 
علاقه مندان برای آگاهی بیشتر و تهیه ی کتاب، می توانند به  سایت موسسه به نشانی:
 
www.imamhadi.com
 
مراجعه و یا با شماره ی :
 
09121510429
 
تماس حاصل نمایند.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

به سـوی او قـدمی برداریـم ...

نویسنده :
تاریخ:چهارشنبه 6 دی 1391-12:34 ق.ظ




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تمثیلی زیبا در مورد خدا و ما بندگانش

نویسنده :
تاریخ:چهارشنبه 6 دی 1391-12:14 ق.ظ

ساعت 10 صبح دکتر به همراه مامور آشپز خانه وارد اتاق بیماران می شود. ده تخت هم داخل اتاق است، دکتر می گوید: به این چلو کباب بدهید با کره، به تخت کناری غذا ندهید، به او سوپ بدهید، به این شیر بدهید، به او کته ی بی نمک بدهید، به این آش بدهید، دیگری نان و کباب.مریض ها همه یک جور به دکتر نگاه می کنند.حتی به کسی هم که می گوید غذا ندهید،

او می فهمد که امروز عمل جراحی دارد و نباید غذا بخورد، چون می فهمد و می شناسد که دکتر خیرش را می خواهد، اعتراض نمی کند.... حالا اگر یكی بلند شود و بگوید که چرا به آن مریض چلوکباب بدهند و به من ندهند، دکتر می فهمد که این شخص درك درستی ندارد..... ما هم اگر به خدا بگوییم خدایا! چرا به فلانی خانه ی دوهزار متری دادی و به من ندادی، ما هم مانند همان بیمارفاقد درك مناسب هستیم. ما هم قضا و قدر الهی را نشناختیم و نفهمیدیم. باید بفهمیم همان طور که مریض میفهمد و به دکتر اعتراض نمیکند، ما هم به خدا نباید اعتراض کنیم و هرچه به ما می دهد راضی باشیم.

خداوند تبارک و تعالی فرمود: اگر بنده بداند من خدای او هستم و هرچه صلاح اوست به او می دهم، در دلش از من ناراضی نمی شود. در حدیث است که « انتم کالمرضی و ربّ العالمین کالطبیب. ما همه مانند مریض هستیم و خدا مانند طبیب. »

 

آیت الله مرحوم مجتهدی تهرانی




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

کنار خانه ما-داستان کوتاه

نویسنده :
تاریخ:چهارشنبه 6 دی 1391-12:04 ق.ظ

زن گفت: " نگذارشون بیرون تا وقتی ماشین می آد.
باز این لعنتی ها پارش می کنن و بوی گندشون کوچه رو ور می داره
مرد قبل از گره زدن پلاستیک روی آشغال ها سم ریخت و گفت:
"دیگه کارشون تمومه، فردا باید جنازه هاشون رو شهرداری گوشه و کنار خیابون جمع کنه"
و کیسه زباله را بیرون برد...
فردا روزنامه ها تیتر زدند:
"مرگ خانواده پنج نفره بر اثر مسمومیت ناشی از خوردن پس مانده های غذایی



ای كه از عشق علی دم میزنی،  بر یتیمان علی سر میزنی؟؟؟



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 




Admin Logo
themebox Logo